|
مرا تهديد كردي كه برنمي گردي
هميشه در پي جنگ و نبردي
تمام شعر هايم راشكستي
بيا بنگر ببين با من چه كردي
مگر آن روز اشكم را نديدي
صداي گريه هايم را شنيدي
به پايت سخت افتادم وليكن
فقط خنديدي از من رميدي
شنيدم گشته اي تنهاي غربت
شدي افسرده در دنياي حيرت
شنيدم سخت داري روزگار را
بدون من درون قلب وحشت
شنيدم سخت دلتنگي برايم
هم اينك نامه اي دادي بيايم
برايت من فرستادم پيامي
كه ديگر تا ابد پيشت نيايم
به اين پيغام من با دل بكن گوش
كه عشقتت كشته در قلبم فراموش
اگر هم بود روزي شعله اي عشق
تو كردي با دو دست خود خاموش
تو رفتی اما نسترن هنوزم هنوزم ............
امیر با من چه کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خسته شدم از زندگي ، خسته شدم از روزگار
خسته شدم از روز و شب ، از سرنوشت بي بهار
خسته شدم از همه چيز ، خسته شدم از همه كس
خسته شدم از آسمون ، خسته شدم از اين قفس
خسته شدم از آدما ، از آدماي ي وفا
خسته شدم از اين فريب ، خسته از اين همه ريا
هركي بهت مي گه سلام ، يه نقشه اي واست داره
ريسمون دوستي به خدا ، طناب محكم داره
هر كي بهت مي گه سلام ، مي خواد كه خنجر بزنه
مث درخت روي تنت ، يه يادگار بكنه
دنياي بي وفاييه ، ديگه وفا نمي بيني
همه باهات غريبه ان ، يه آشنا نمي بيني
اينجا همه برادرات ، واسه تو چاه مي كنن
تو روت واسه تو جون مي دن ، پشت سرتحرف مي زنن
آينه ها كِدر شدن ، خوبي ديگه قصه شده
فايده نداره همدلي ، اين روزا دشمني مُده
كوله بارت رو خوب ببند ، برو يه جاي ديگه
برو يه سرزمين دور ، برو يه دنيا ديگه
يه جور ديگه نفس بكش ، يه جور ديگه زندگي كن
يه جايي كه خدا باشه ، اونجا برو بندگي كن ای کاش امیر من هیچوقت گرفتار سکوت نمیشد خدایا تا کی و به چه گناهی باید تحمل کنم؟
|
About![]()
سلام به تمام دلشکسته های دنیا
Home
|